تبلیغات
گفتنی های علمی
 
 
تاریخ :  دوشنبه 15 دی 1393
نویسنده :  سید ایمان امینی

صـرفـا جـهـت اطـلاع   

1- منبع جزوات ریاضی دوم و سوم راهنمایی از سایت المپیاد ریاضی  است.

2- شما  می توانید  درباره  مبحث های  وبلاگ  در بخش نظر سنجی نظر خود را ثبت کنید.

3-همچنین درصورت مشاهده ی موردی می توانین با پست الکترونیکی زیر ارتباط پیدا کنین وپاسخ خود را بگیرین :::::

iman.fa88@yahoo.com

4- بهتر است بدانید که مطالبی که قفل دارند بسیار زیبا وخواندنی هستند. پس حتما بخوانید.

5- در این وبلاگ سعی و کوشش می شود که از مجله دانستنیها مطالب گرد آوری گردد.

6- همچنین پیشنهادات خودتون رو در رابطه با برنامه نویسی اندروید برای ما بفرستید.







با تشکر وسپاس

مدیریت سایت




تاریخ :  جمعه 24 خرداد 1392
نویسنده :  سید ایمان امینی
تاریخ :  جمعه 24 خرداد 1392
نویسنده :  سید ایمان امینی
یکی به باباش میگه:بابا میخوام برم دانشگاه نظرت چیه؟ باباهه میگه:باباجون اگه به درس ات لطمه وارد نمیشه برو

از یارو می پرسن نظرت درباره بند گردنیه موبایل چیه ؟ میگه خیلی خوبه فقط موقع شارژ چند ساعتی آدمو علاف میکنه.

یکی داشته خاطره تعریف می کرده می گه ما سال 49 با دونفر دعوامون شد........ البته سال 49 دو نفر خیلی بود

یکی زنگ میزنه رادیو میگه آقا الان صدای من داره پخش میشه؟ مجری میگه: آره میگه یعنی الان صدای من از رادیوی نانوایی هم پخش میشه؟ میگه : خب برادر من هر جا رادیو روشن باشه صدای شما پخش میشه . میگه : اصغر نون نخر مامانت خریده

از یکی می پرسن چرا حموم نمی ری؟ میگه: به جاش قرص چرك خشك كن می خورم

یارو رو برق گرفت مرد !!! اقوامش از ترس تا چهلم با فاز متر سر قبرش فاتحه میخوندن

یارو ادعای بیغمبری میکرده،رفیقاش بهش میگن: بابا همینجوری که نمیشه! باید بری چهل روز بشینی تو غار، تا از خدا برات وحی بیاد. میره، دو روز بعد با دست و پای شکسته و خونی مالی برمیگرده! رفیقاش میپرسن:چی شده؟!میگه: ما رفتیم تو غار، یهو جبرئیل با قطار اومد!

یکی داشته دعا می کرده: خدایا منو نیامرز! ازش می پرسن چرا این جوری دعا می‌کنی؟
می گه دارم شکسته نفسی می کنم

یه نفر باباش آتیش می گیره می میره .سردر مغازش می نویسه به علت پدر سوختگی تا اطلاع ثانوی تعطیل می باشد

یارو میره کله پاچه فروشی، طرف میگه آقا چشم بذارم؟؟؟ یارو میگه باشه بذار، منم میرم قایم میشم

سه دیوانه هم اتاقی بودن، یک روز خبر آوردن که دوتاشون بالا و پایین میپرن و میگن: ما سیب زمینی هستیم و داریم تو روغن سرخ میشیم ولی سومی ساکت نشسته! رئیس تیمارستان هم طبق معمول رفت که این دیوونه سومی رو مرخص کنه. ازش پرسید: تو چرا با دوستات نمی پری؟ دیوونه سومیه هم میگه: آخه من کف ماهیتابه چسبیدم.



:: مرتبط با: سرگرمی ,
تاریخ :  جمعه 24 خرداد 1392
نویسنده :  سید ایمان امینی

یه کلاغ و یه خرس سوار هواپیما بودن کلاغه سفارش چایی میده چایی رو که میارن یه کمیشو میخوره باقیشو می پاشه به مهموندار
مهموندار میگه چرا این کارو کردی؟
کلاغه میگه دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی! چند دقیقه میگذره باز کلاغه سفارش نوشیدنی میده باز یه کمیشو میخوره باقیشو میپاشه به مهموندار
مهموندار میگه : چرا این کارو کردی؟
کلاغه میگه دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی !
بعد از چند دقیقه کلاغه چرتش میگیره

خرسه که اینو میبینه به سرش میزنه که اونم یه خورده تفریح کنه ...
مهموندارو صدا میکنه میگه یه قهوه براش بیارن قهوه رو که میارن
یه کمیشو میخوره باقیشو میپاشه به مهموندار مهموندار میگه چرا این کارو کردی؟
خرسه میگه دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی
اینو که میگه یهو همه مهموندارا میریزن سرش و کشون کشون تا دم در هواپیما میبرن که بندازنش بیرون خرسه که اینو میبینه شروع به داد و فریاد میکنه کلاغه که بیدار شده بوده بهش میگه: آخه خرس گنده تو که بال نداری مگه مجبوری پررو بازی دربیاری!!!!!!!!


نکته مدیریتی : قبل از تقلید از دیگران منابع خود را به دقت ارزیابی کنید.




:: مرتبط با: آموزنده و جالب ,
تاریخ :  جمعه 24 خرداد 1392
نویسنده :  سید ایمان امینی



تاریخ :  جمعه 24 خرداد 1392
نویسنده :  سید ایمان امینی



:: مرتبط با: ترول ,
تاریخ :  جمعه 24 خرداد 1392
نویسنده :  سید ایمان امینی



:: مرتبط با: ترول ,
 

 


این وبلاگ توسط جمعی از دوستان طراحی و بازسازی شده و امیدواریم بتوانیم بخشی از نیاز های شما را تامین کنیم.
با تشکر.

  :: مدیر وب سایت : سید ایمان امینی
دوست دارید مطالب وبلاگ مربوط به چه مبحثی باشد؟







» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :